مبانی و انواع خودآگاهی از منظر فلاسفه اسلامی و کاربست آن در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجو دکتری فلسفه تعلیم و تربیت ، دانشکده ادبیات ،دانشگاه بوعلی سینا همدان . ایران

2 استاد گروه فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی،دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

3 استاد گروه علوم تربیتی.دانشگاه بوعلی سینا. همدان، ایران.

4 استاد گروه علوم تربیتی. دانشکده ادبیات. دانشگاه بوعلی سینا همدانف ایران.

چکیده

هدف این پژوهش، بررسی مبانی و انواع خودآگاهی از منظر فلاسفه اسلامی و به کارگیری آن در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است. روش، ترکیبی (کیفی وکمی) است. بخش کیفی، روش تحلیل مفهومی و استنتاجی و تحلیل محتوای کیفی (استقرایی)، بخش کمی از روش تحلیل محتوای کمی درجهت تحلیل سند تحول بنیادین آموزش و پرورش (مبانی انسان‌شناسی و اهداف) استفاده شد. محیط پژوهش بخش کیفی، آثار فلاسفه اسلامی و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است. روش نمونه‌گیری در بخش کیفی هدفمند و در بخش کمی، تحلیل محتوای مقوله‌ای می‌باشد. در تحلیل اطلاعات از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که انواع مبانی شامل ارتباط نفس و بدن، اندیشه‌ورزی، تکامل و تعالی نفس، غیرت، غایت‌‌گرایی و انواع خودآگاهی شامل: فیزیکی، هیجانی، اجتماعی، معنوی، عقلانی می‌باشد. در نهایت این که در محتوای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در بخش مبانی انسان‌شناسی بیشترین توجه به خودآگاهی عقلی شده است و در بخش اهداف به خودآگاهی فیزیکی و معنوی مورد توجه قرار گرفته است.

کلیدواژه‌ها